کارگروه روابط عمومی

مسئول کارگروه  :  عباسزاده   مقدمه بنام خداوند جان و خرد هميشه منتظر آينده هستيم ، هميشه گمان مي كنيم كه فردا اتفاقي خواهد افتاد ، اگر امروز كاري را به انجام نرسانده ايم ، فردا جبران مي كنيم ، اما اين فردا كي از راه مي رسد؟ فرداهاي بسياري را پشت سر گذاشته ايم […]

مسئول کارگروه  :  عباسزاده

 


مقدمه
بنام خداوند جان و خرد
هميشه منتظر آينده هستيم ، هميشه گمان مي كنيم كه فردا اتفاقي خواهد افتاد ، اگر امروز كاري را به انجام نرسانده ايم ، فردا جبران مي كنيم ، اما اين فردا كي از راه مي رسد؟

فرداهاي بسياري را پشت سر گذاشته ايم ، تا كنون چه آموخته ايم ؟ چگونه زيسته ايم ؟ آيا به چيزي عشق ورزيده ايم ؟ جاده زمان را طي مي كنيم ، آيا توشه ورزشي مان نمي توانست پر بارتر از اين باشد ؟ مشكل بسياري از ما اين است كه امروز را فراموش كرده ايم .

امروز يكي از همان فرداهاست كه اگر بدان نپردازيم از دست مي رود ، چه بايد كرد؟

كافي است كار را از جائي شروع كنيم از نقطه ائي ، از زماني ، هر چه زودتر ، همين حالا آغاز راه آسان نيست . لحظه اي فرا مي رسد كه خستگي را روي شانه هاي خويش احساس مي كنيم ، اما چه خستگي خوشايندي ! ! كار آزموده مي شويم و توانائي را در وجود خود مي بينيم ، آن روز با زمان در رقابت هستيم . شايد بتوانيم از زمان نيز بگذريم ، همراه و همقدم مي يابيم ، جهت مي يابيم و خود را مي شناسيم ، آرزوهاي تازه داريم ، آرزوهائيكه خود به دنبالشان مي رويم و تسخيرشان مي كنيم ، آن روز حتي مي توانيم قله هاي بزرگ را درنورديم ، قله هاي انسانيت ، شوق كوهستان و لذت دوست داشتن را مي چشيم و آن زمان هستي را پر شورتر مي بينيم.
 

کلید واژه ها